تبليغاتX
.:.:.:.:.:.:.: بســــم الله الــرحـمـن الـــــرحــیم .:.:.:.:.:.:.:.:.:.:. .:.:.:.:.:.:.: به نام خدای همه ی سادگی ها.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:. ساده باشیم ...
 

بخندیم ، اما سرمایه خنده ما گریه دیگران نباشد

منبع: مجله موفقیت، شماره ۱۱۹

+ نوشته شده توسط سیما شهباز در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 13:21 |

ما باید در خانواده هامان با تخصیص بودجه برای مسائل فرهنگی برای آینده سرمایه گذاری کنیم !!!!

+ نوشته شده توسط عبدالله جعفری در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 10:2 |

و این دستای یه دختره زحمت کشه !!!!! که برای کتاب و کتابداری این جور کثیف شده !!!

و دیشب رفت خونه !!!! حدس زدین ؟

برای شادی این زحمت کش نظر دهید !!!

+ نوشته شده توسط عبدالله جعفری در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386 و ساعت 18:4 |

امروز مطلب من خیلی بلنده اما به دیدنش می ارزه

و اون هنره ، چه هنری : معلومه هنر با کتاب

یا با کلاسش :

Art With Books

سعی کن بهت بر نخوره و بقیشو ببینی ...

کلیک کن آخرشه !!!!!

http://www.vandaclick.com/email_pic/183/ 

+ نوشته شده توسط عبدالله جعفری در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386 و ساعت 18:1 |

اینم عکسایی که قول داده بودم ....

این عکس متعلق به زمانیه که ما حاکم کارگاه کتابداری بودیم و همراه با کتب کهنه دور ریخته شدیم ....

و این عکس متعلق است به زمانی که بنده درسفارت خارجه کار می کردم ...

البته در آنجا هم اشتهایمان از سیاستمان بیشتر بود !!!!

 

+ نوشته شده توسط عبدالله جعفری در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386 و ساعت 17:49 |

book mooch 

10 سایت خوب برای پیدا کردن کتاب رایگان

یا با کلاسش :

Top 10 Best Places to Get Free Books

این لینک به صورت انگلیسیه اگه علاقه دارین برین و اگه میبینین حالشو ندارین بهم بگین تا از عکسای قدیمی و جدیدم یه چند تایی تو وبلاگ بزارم !!!!

+ نوشته شده توسط عبدالله جعفری در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386 و ساعت 17:28 |

 

سلام به همه بچه ها ی کتابداری ،چند وقت پیش من یه معمایی رو خوندم که هر کاری کردم جوابشو پیدا نکردم گفتم به شما بگم احتمالا،شاید ،خدای نکرده ،و به قول یکی از اساتیدمون روم به دیوار ،گلاب به رو تون شاید تونستید جوابشو پیدا کنید چون بالاخره هر سری یه عقلی داره و شاید عقل شما به این قد داد و تونستید جوابشو پیدا کنید .(گر چه طبق شناختی که از همکلاسیهام پیدا کردم بعید می دونم )

در خیابانی ۵ خانه درپنج رنگ متفاوت وجود دارد .در هر یک از این خانه ها یک نفر با ملیتی متفاوت از دیگران زندگی می کند .این ۵ صاحبخانه هر کدام نوشیدنی متفاوت می نوشند ُسیگار متفاوت می کشند و حیوان خانگی متفاوت نگه داری می کنند .

سوال :کدام یک از آنها در خانه !ماهی نگه می دارند

 ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

راهنمایی :

    1. کبوتر در خانه قرمز زندگی می کند .
    2. مرد سو یدی یک سگ دارد .
    3. مرد دانمارکی چای می نوشد .
    4. خانه سبز رنگ در سمت چپ خانه سفید قرار دارد .
    5. صاحب خانه سبز قهوه می نوشد .
    6. شخصی که سیگارpall mall می کشد پرنده پرورش می دهد .
    7. صاحب خانه زرد سیگار Dunhill می کشد .
    8. مردی که در خانه وسطی زندگی می کند ُشیر می نوشد .
    9. مرد نروژی در اولین خانه زندگی می کند .
    10. مردی که سیگار Blends می کشد در کنار مردی که گربه نگه می دارد زندگی می کند .
    11. مردی که اسب نگه داری می کند ُکنار مردی که سیگار Dunhill می کشد زندگی می کند .
    12. مردی که سیگار Blue Master می کشد ُآبجو می نوشد .
    13. مرد آلمانی سیگار Prince می کشد .
    14. مرد نروژی کنار خانه آبی زندگی می کند .
    15. مردی که سیگار Blends می کشد همسایه ای دارد که آب می نوشد .       

                

آلبرت انیشتین این معما را در قرن نوزدهم میلادی نوشت .به گفته وی ۹۸درصد از مردم جهان نمی توانند این معما را حل کنند

!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده توسط سکینه گلیوند لطفی در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386 و ساعت 14:39 |
 

براي هر انسان آگاه‏‏ هر روز كتابي است كه درس هايي خواندني در آن نوشته شده است.

و

عنايت به حضرت حق بخش جدايي ناپذير ذات انساني است.

 

منبع: مجله موفقيت شماره ۱۱۹

+ نوشته شده توسط سیما شهباز در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386 و ساعت 10:57 |
سلام

الان که دارم این مطلب رو مینویسم کار کارگاه تمام شده منتظر استاد کوکبی هستیم.اصلا فکر نمی کردم که هیچکدومتون نیان(البته بجز ما سه تا ، آقای جعفری ، خانم صفیان و شهباز)بازم همت ۸۵ ها.زیاد طول نکشید حدود ۳ساعت و نیم.خیلی خوب میشد اگه میومدید.

+ نوشته شده توسط صبا سیامکی در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 و ساعت 19:29 |
 

اینم برای جبران  غیبت کبری ام

تقدیم به همه همکلاسی های خوب خودم با دنیایی از احساس بزرگ دوست داشتن

+ نوشته شده توسط سیما شهباز در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 و ساعت 19:11 |
 

با سلام به همه همکلاسی های خوب خودم

شاید خیلی دیر (یا به قول بعضی ها دور) اومدم ولی تا آخرش هستم

این چند وقته که خودتون در جریان بودین. پیچ خوردگی پای چپ و استراحت مثلا مطلق و باقی ماجرا ...

امیدوارم منم بتونم از این به بعد مثل بقیه همکلاسی ها تو این کار قشنگ سهیم باشم

 

+ نوشته شده توسط سیما شهباز در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 و ساعت 19:1 |
    بچه ها با دیدن عکس داخل وبلاگ ناامید نشید به همدیگر روحیه بدهید و دوباره پست بگذارید

شما نمی توانید کسی را وادار کنید دوست تان بدارد. اما می توانید به کسی تبدیل شوید که دوستش می دارند.

 

مشکلات مانند دست اندازهای جاده اند.کمی از سرعت تان کم می کنند اما از جاده صاف بعد از آن لذت خواهید برد . زیاد، روی دست اندازها توقف نکنید و به حرکتتان ادامه دهید.

+ نوشته شده توسط مژگان برمکی در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 و ساعت 13:20 |

به نام ایزد هستی بخش

تقدیم به همه هم کلاسیهام

باورها چقدر سختند .باید در باورها گم شد .باید خود را فراموش کرد .من به آینده می اندیشم ،آینده ای که دوستش دارم .در فراسوی آینده رنگ خوش ارغوانی نگاه خورشید را می بینم .آهسته و نرم نرمک می رویم ،سایه هامان از خودمان جامانده کمی به عقب گذر کنیم و احساس با هم بودن را تجربه کنیم .با هم به آینده رویم ،آینده ای که از برای من و سایه من است .ای من زیبا که در من نهفته ای یاریم ده زیرا که در این سنگلاخ زندهمه هم کگی کسی به جز من نمی تواند به من کمک کند .اینجاست که باورها ریشه می کنند زمانی که ما این من زیبا را به یاد آوریم .زمانی که ما با هم در این باورها گم شویم و باورها را در تیر رس نگاه خود قرار دهیم و از شک و ابهام بپرهیزیم .زندگی گذر لحظه هاست باید آن را لحظه به لحظه گذراند نه دقیقه به دقیقه این را به یاد بسپار ...

لطفی

 

+ نوشته شده توسط سکینه گلیوند لطفی در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386 و ساعت 11:32 |
اینم به اصرار دوستان !!!!

+ نوشته شده توسط عبدالله جعفری در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 و ساعت 15:52 |
این هم یک هدیه برای همکلاسی ها

+ نوشته شده توسط طاهره جعفری در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 و ساعت 14:53 |

    

 

   
جلوي من قدم بر ندار،

    شايد نتونم دنبالت بيام.

پشت سرم راه نرو،

شايد نتونم رهرو خوبي باشم.

کنارم راه بيا و دوستم باش.



·        دوستان، روش خدا براي محافظت از ما هستن.



·        اگر تمام دوستام بخوان از يه پل رد بشن،

من با اونا عبور نخواهم کرد،

بلکه اون طرف پل خواهم بود براي کمک به اونا.

 

·        پدرم هميشه بهم مي گه موقع مردن ،

اگر پنج تا دوست واقعي داشته باشي ،

اونوقت هست که زندگي بزرگي داشتي.

 

خدایی دروغ میگم؟(نظر خریداریم



      

+ نوشته شده توسط پری صیدی در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 و ساعت 13:41 |
سلام خدمت همه همکلاسی های خودم !!!

اول تشکر کنم که این قدر ما رو تحویل گرفتین (!) و دوم بگم که اصلا این «دایی» کیه !!!!  غیرتی شدم !!!!

از خانم سیامکی بابت شعر مسافرشون هم بسیار متشکرم خیلی با حال بود و ما را دمی در خودمان غرق تفکر نمود !!!

و از بچه های دیگه هم ممنون !!! جا داره از سوری (!) بابت لباس جدیدش تشکر کنم.. و دیگر بچه ها بابت تحویل نگرفتن وبلاگ و....

از خانم برمکی بابت نکات علمی و گوشزد های هنریشون !!!!!!(تشکر می کنم )

خانم صیدی هم که گذاشت و گذشت ....

و خانم ابراهیمی ک ماشا اله ماشا الله  ......

.چی !

زیادی حرف زدم (!) باشه ... راستی بچه ها این محسن داداشمه !

+ نوشته شده توسط عبدالله جعفری در یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386 و ساعت 12:23 |
 

درختان،اشعاری هستند که زمین بر صفحه آسمان می نگارد ،

و ما آن را می بریم و کاغذ می سازیم تا بیهودگی و کند ذهنی خویش ا در آن به ثبت برسانیم .

+ نوشته شده توسط طاهره جعفری در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386 و ساعت 15:6 |
سلام

من اومدم ......

 

+ نوشته شده توسط عبدالله جعفری در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386 و ساعت 13:56 |

                بازگشت شما را از نمایشگاه کتاب تبریک می گوییم

راست گفتی سوری اصلا این هفته که گهگاهی کارگاه باز بود بدون داییمون معنایی نداشت(ولی بچه ها این حرفم رو جدی نگیرید )

اینم یک مطلب برای افزایش سرعت دانلود فایل در اینترنت

برای انجام این کار، در دسکتاپ کلیک راست کرده، وارد گزینهproperties شوید واز تب desktap ،customize desktapرا انتخاب کنید و سپس تب webرا انتخاب و به بخش properties بروید وسپس تب   dawnloadرا انتخاب وگزینه  limit hard-disk..را فعال کرده و عدد آن را زیاد کنید.

+ نوشته شده توسط مژگان برمکی در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386 و ساعت 0:32 |

با اینکه بابایم می گوید دهانم هنوز بوی پفک می دهد ولی من تو را عاشق می باشم، ای دختر همساده! هر بار که با موهای دمب موشی ات به حیاط می ایی تا لی لی بازی کنی و هی دماغت را بالا می کشی از بس هوا سرد می باشد، دل کوچک من خیلی قنج می رود. ان روز که در استپ هوایی توپ را بالا انداختی که ''کودک فهیم'' و من سوزیدم، فهمیدم که در گلویت گیر کرده می باشم و اصلا فکر نمی کنم که تو از ممد فرنگیز خانوم اینا با ان کت شلوار مسخره اش خوشت می اید. من از تو خیلی دلگیر می باشم از بس عباس اقای بقال محله لپ تو را کشید که ''کوچولو چی می خوای؟'' و تو بی حیایانه خندیدی و من تا صبح ماهواره ممد فرنگیز خانوم اینا را تماشا کردم که غیرت خونم نرمال شود. من هر روز لب پنجره منتظرت می نشینم و با دستان کوچولویم هی گیتار می زنم که ''چه خوشگل شدی امروز'' و تو از سرویس مدرسه پیاده می شوی و در حالی که با راننده گنده بک سرویس بای بای می کنی و وسط کوچه مقنعه ات را در می اوری و من ''دلم تنگه برادرجان'' می خوانم و با سوزیدنم می سازم. ان یکی روز که معلمتان ''من بادام دارم'' درس داد و تو گریان امدی که ''دلم بادام می خواهد'' من به تو خیلی بادام دادم و تو خندیدی و نفهمیدی که من به چه دلهره از اجیل فروشی سر کوچه بادام را دزدیدم و اقاهه به من گفت:'' فسقلی الدنگ!'' تو خیلی خوشگل قشنگ می باشی ولی هیچ وقت به زیبایی خانم معلم ما که فامیل سوفیالورن اینا می باشد نمی رسی و بابایم عاشق او می باشد و به زودی با هم همسر می شوند و من خیلی خوشحال می باشم که خانم معلم عزیز که زنی زیبا و مهربان می باشد خیلی برای خوشبختی بابایم تلاش می کند....'' خانم معلم می گوید:'' تا همین جا بس می باشد. دیکته عقشولانه بهت گفتم که خسته نشوی!'' من خیلی ناراحت می باشم که خانم معلم از احساسات پاک من سوء استفاده می کند و دیکته های بد اموزی می گوید از بس که همساده ما اصلا دختر ندارد. خانم معلم می گوید:'' من رفتم. به بابایت سلام برسان بگو پول این تدریس خصوصی ها را می کشم روی مهریه !!

Click to view full size image

+ نوشته شده توسط سکینه رضایی در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 17:38 |

این گل رو تقدیم می کنم به پری و سوری عزیز امیدوارم که از من قبول کنند.قل سوم صبا

حالا شما چرا ناراحت میشید اینم یه جمله از امام علی  برای همه همکلاسی های خوبم

+ نوشته شده توسط پری صیدی در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 17:44 |
فکر میکنید این گربه بیچاره کی یا چی رو دیده.....؟؟؟؟!!!!

دوست دارم همتون جواب بدین.....

+ نوشته شده توسط سکینه رضایی در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 17:20 |
"تقدیم به آقای جعفری"

غصه نخور مسافر اینجا ما هم غریبیم
از دیدن نور ماه یه عمره بی نصیبیم
فرقی نداره بی تو بهار مون با پاییز
نمی بینی که شعرام همه شدن غم انگیز
غصه نخور مسافر اونجا هوا که بد نیست
اینجا ولی آسمون باریدنم بلد نیست
غصه نخور مسافر تلخه هوای دوری
من که خودم می دونم که تو چقدر صبوری
غصه نخور مسافر بازم می ای به زودی
ما رو بگو چه کردیم از وقتی تو نبودی
غصه نخور مسافر غصه اثر نداره
ز دل تو می دونم هیچ کس خبر نداره 
 غصه نخور مسافر غصه کار گلا نیس
سفر یه امتحانه به جون تو بلا نیس

از طرف ص.سیامکی(کلمه عبور خودمو فراموش کردم مجبور شدم با اسم خانم صیدی بفرستم.)

+ نوشته شده توسط پری صیدی در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 17:18 |

راستش گروه ایران عشق عکس یه پروانه انسان نما رو واسم ایمیل کرده بود بد نیست شما هم ببینید.

+ نوشته شده توسط سکینه رضایی در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 17:3 |

سلام خدمت تمام کسانی که به این وبلاگ سر میزنن....

امروز اومدم یه پیام تبریک بدم خدمتتون وبرم دنبال کارم....تبریک به خاطر اینه که سه چهار روزه وقتی به وبلاگ سر میزنین چشمتون به جمال چرت وپرتای دایی عبداله روشن نمیشه...آخه داییمونو یه چند روز دکش کردن وفرستادنش پی نخود سیاه....تا این کتابداریهای بدبخت از دستش یه نفس راحتی بکشن... حالا بعد از گفتن همه اینا یواشکی بیاین پایین یه چیزی در گوشتون بگم

.

.

.

.

.

.

.خودمونیما خداییش اگه این دایی کوچولو وسط معرکه کتابدارا لول نخوره کتابداری چمران هیچ دم و دودی نداره ها. 

 

+ نوشته شده توسط سکینه رضایی در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 16:41 |
 

آدمها مثل كتابها هستند...

 

بعضي از آدمها جلد زركوب دارند. بعضي جلد ضخيم و بعضي جلد نازك.

 

بعضي آدمها با كاغذ كاهي چاپ مي شوند و بعضي با كاغذ خارجي.

 

بعضي آدمها ترجمه شده اند.

 

بعضي از آدمها تجديد چاپ مي شوند و بعضي از آدمها فتوكپي آدمهاي ديگرند.

 

بعضي از آدمها با حروف سياه چاپ مي شوند و بعضي از آدمها صفحات رنگي دارند.

 

بعضي از آدمها تيتر دارند. فهرست دارند و روي پيشاني بعضي از آدمها نوشته اند:

 

                     حق هر گونه استفاده ممنوع و محفوظ است.

 

بعضي از آمها قيمت روي جلد دارند. بعضي از آدمها بعد از فروش پس گرفته نمي شوند.

 

بعضي از آدمها را بايد جلد گرفت، بعضي از آدمها را مي شود توي جيب گذاشت، بعضي از آدمها را مي شود توي جيب گذاشت، بعضي از آدمها را مي توان در كيف مدرسه گذاشت.

 

بعضي آدمها نمايشنامه اند و در چند پرده نوشته مي شوند.

 

بعضي از آدمها فقط جدول و سرگرمي دارند و بعضي از آدمها معلومات عمومي هستند.

 

بعضي از آدمها خط خوردگي دارند و بعضي از آدمها غلط چاپي دارند.

 

از روي بعضي از آدمها بايد مشق نوشت و از روي بعضي از آدمها بايد جريمه نوشت.

 

بعضي از آدمها را بايد چند بار بخوانيم تا معني آنها را بفهميم و بعضي از آدمها را بايد نخوانده دور انداخت.

 

بعضي از آدمها مخصوص نوجوانان نوشته مي شوند و بعضي مخصوص بزرگسالان.

 

بعضي از آدمهايي كه مخصوص نوجوانان نوشته مي شوند خيلي كودكانه و سطحي هستند.

 

+ نوشته شده توسط نسیم ابراهیمی در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386 و ساعت 21:29 |
میبینم که شلوغ شده !!!

بچه ها موضوع و عنوان یادتون نره که بعد از مدتی مطالبتون میپره !!!!

خانم خادمیان الان با ۳ تا  پست رکورد داره ؟

البته به اضافه یه چند تا اینتر اضافه !

+ نوشته شده توسط عبدالله جعفری در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 16:46 |

هر کجا هستم باشم

آسمان

مال من است

حتی توی کتابخونه

 وقت کارورزی

 بین قفسه ها

TinyPic image

 

+ نوشته شده توسط لیلا خادمیان در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 13:32 |
افتادن قفسه هاي كتاب روي يكديگر در يك كتابخانه

قابل توجه بعضی ها که سرشون درد می کنه برای کارورزی .

 

اینم دو تا اینتر به خاطر آقای جعفری

+ نوشته شده توسط لیلا خادمیان در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 13:15 |

از دو طریق می توانیم فولدری را پنهان کنیم

  1. برای این که فولدری را پنهان کنید که فقط خودتان از آن خبر داشته باشید باید به روش زیر عمل کنید. اول فولدر مورد نظر خود را به حالت rename در بیاورید سپس دکمه alt را پایین نگه داشته و عدد ۰۱۶۰ را تایپ کنید و اینتر بزنید. خوب حالا فولدر شما بی نام شد. برای اینکه آیکنش را هم غیب کنید، روی پوشه راست کلیک کنید و properties را کلیک کنید سپس از پنجره باز شده روی تب costumize کلیک کنید و سپس روی دکمه change icon کلیک کنید. در میانی آیکن های یک فضای خالی هست در صورتی که این فضای خالی خودش یک آیکن است.آن را انتخاب می کنید و پنجره ها را ok می زنید. حال فولدر شما غیب شده و دیگر کسی نمی تواند فولدر شما را باز کند.
  2. برای این که فولدری را پنهان کنید که فقط خودتان از آن خبر داشته باشید باید به روش زیر عمل کنید بالای فولدر یا فایل خود راست کلیک کرده و properties را انتخاب کنید و بعد hidden را تیک بزنید حالا شکل فولدر شما کمی خجل شد برای این که کاملا پنهان شود به control panel رفته و بالای folder option دو بار کلیک کرده و گزینه view را انتخاب کرده و گزینه do not showhidden files and folders را تیک بزنید و ok کنید
+ نوشته شده توسط مژگان برمکی در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 10:19 |
سلام

اتفاق دیروز جالب بود و حیفم اومد که خبر رسانی نکنم !

توی راهروی دانشکده با استاد عظیمی گپ کوچولویی زدیم و تو این گپ یه دفعه استاد گفت : وبلاگ گروهیتونو هم دیدم !؟!

اینجاست که وظیفه آدم ها سنگین میشه !

الحمدالله که تا حالا بچه ها کم نذاشتن ولی گله استاد از این بود که تداوم توی کارامون نیست !!!

برای اینکه موفق بشیم باید همیشه باشیم !(جمله قصاری ساختیم...)

همین ....

راستی از گذاشتن عکسای بزرگ تو وبلاگ جدا خودداری کنید(عکسارو کوچیک کنین) آخه قالب و زندگیمونو میریزه به هم !!!

 و اینکه

+ نوشته شده توسط عبدالله جعفری در چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 9:40 |

همیشه فکر می کردم هر چیزی ممکنه ما ها رو ازین که هستیم بهم نزدیکتر کنه غیر از وبلاگ ولی انگار این گزینه از همه موثر تر بود اول یه خبر خوب بهتون بدم :حدود۳۰۰مقاله الکترونیکی در حوزه رشته خودمان میتونم بهتون بدم فقط سی دی-رایت.حق مولف هم که در ایران.....و این هم با بهترین آرزوها تقدیم به تمام همکلاسی های خوبم که هر کدومتون برام یه دنیائید

+ نوشته شده توسط زهرا صفیان در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 18:6 |
اشكي كه بي صداست- پشتي كه بي پناست- دستي كه بسته است- پايي كه خسته است- دل را كه عاشق است-حرفي كه صادق است-شعري كه بي بهاست شرمي كه آشناست-دارايي من است ارزاني شما...كتابداران
+ نوشته شده توسط پری صیدی در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 17:52 |

   اولین و آخرین عکس نیمایوشیج 

عكس جالب

عكس جالب

     گرم یاد آوری یا نه

    من از یادت نمی کاهم

   تورا من چشم در راهم

+ نوشته شده توسط صبا سیامکی در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 17:30 |
 

   با سلام و خسته نباشید به شما کتابداران همیشه در صحنه

        مواظب باشید، خیلی بخواهید توی کتابها غرق بشین ممکنه خدای نکرده بلایی سرتون بیاد .

 

+ نوشته شده توسط سیما رفیعی در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 16:49 |
                        

                                             (سلام به همه ی بچه های کتابداری) 

           این عکس رو که دیدم یاد اردو (جاده تهران - قم)افتادم دوست داشتم شما هم اون خاطره          واستون زنده بشه.

                                  

 دوستای گلم

                     منتظر نظراتتون هستم 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط صبا سیامکی در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 16:42 |
 

در گذرگاه زمان خیمه شب بازی دهر

                            با همه تلخی وشیرینی آن می گذرد

      عشق ها می میرند زندگی رنگ دگر می گیرد

                                      وفقط خاطره است که چه شیرین وچه تلخ

                   دست ناخورده به جا می ماند...

+ نوشته شده توسط سکینه رضایی در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 14:47 |

 

حال دنیا را چو پرسیدم من از فرزانه ای

گفت یا باد است یا خواب است یا افسانه ای

گفتم آنها را چه می گویی به چه دل بسته اند

گفت یا مستند یا کورند یا دیوانه ای

گفتم از احوال عمرم گو که بازم عمر چیست؟

گفت یا برق است یا شمع است یا پروانه ای

+ نوشته شده توسط کبری خدابنده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 و ساعت 14:22 |
ساده باشيم چه در باجة‌يك بانك چه در زير درخت. كار ما نيست شناسايي «راز» گل سرخ كار ما شايد اين است كه در «افسون» گل سرخ شناور باشيم. پشت دانايي اردو بزنيم. دست در جذبة يك برگ بشوييم و سر خوان برويم. صبح ها وقتي خورشيد، در مي آيد متولد بشويم. هيجان ها را پرواز دهيم. روي ادراك فضا، رنگ، صدا، پنجره گل نم بزنيم. آسمان را بنشانيم ميان دو هجاي «هستي». ريه را از ابديت پر و خالي بكنيم. بار دانش را از دوش پرستو به زمين بگذاريم. نام را باز ستانيم از ابر، از چنار، از پشه، از تابستان. روي پاي تر باران به بلندي محبت برويم. در به روي بشر و نور و گياه و حشره باز كنيم. كار ما شايد اين است كه ميان گل نيلوفر و قرن پي آواز حقيقت بدويم..... پي آواز حقيقت بدويم . سهراب سپهري
+ نوشته شده توسط لیلا خادمیان در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 و ساعت 14:18 |
 

همتم بدرقه راه کن ای طایرقدس

                                               که دراز است مقصد من نوسفرم

امیدوارم همسفرهای خوبی برای یکدیگرباشیم .

موفق و سربلند باشید.

+ نوشته شده توسط سیما رفیعی در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 و ساعت 14:4 |
من نمی دانم وهمین درد مرا سخت می آزارد .
+ نوشته شده توسط کبری خدابنده در دوشنبه دهم اردیبهشت 1386 و ساعت 13:51 |
سلام. خوشحالم كه بعد از آقاي جعفري اولين نفري هستم كه پست مي ذارم براي همين اين شعرو تقديم مي كنم به همه ي همكلاسي هاي خوبم:

 

گلي از شاخه اگر مي چينيم

برگ برگش نكنيم و به بادش ندهيم

لا اقل لاي كتاب دلمان بگذاريم

 و شبي چند از آن را

هي بخوانيم و ببوييم و معطر بشويم

شايد از باغچه ي كو چك انديشه مان گل رويد!!!

+ نوشته شده توسط نسیم ابراهیمی در شنبه هشتم اردیبهشت 1386 و ساعت 22:18 |

امید است تا با گرفتن یوزر و پسورداتون دیگه اینجا شلوغه شلوغ بشه !!!!

یادتون نره این «ما» هستیم که معنی دریا دارد نه «من» !

+ نوشته شده توسط عبدالله جعفری در شنبه هشتم اردیبهشت 1386 و ساعت 9:1 |

سلام صبح بخیر ...

۲ تا نظر  آمار خوبیه برای روز اول اما روز دوم اینکه اونایی که می خوان مطلب بنویسن باید بیانو یه پسورد برای خودشون انتخاب کنن و بعدش دست به قلم (البته که کیبورد) بشن و بنویسن !!!

موضوعات وبلاگ هر آنچه دلت خواسته که نشون میده ما در طراحی و ساخت چنین وبلاگی هیچ نوع هدفی را دنبال نمی کنیم و این خود یک شاهکار است که ما همیشه به آب می دهیم !!!!

نوشته ها در این وبلاگ هیچ نوع منبعی جز فکر شما ندارد !!!

اگه یه موقع خواستین باکلاس بازی در بیارین میتونین یه ایمیل به من بزنین Abdolah.jafari@gmail.com

تا بنده هم پسوردتون رو براتون ایمیل بزنم بای تا بعد !

+ نوشته شده توسط عبدالله جعفری در سه شنبه چهارم اردیبهشت 1386 و ساعت 8:6 |
 مشخصات گروه رو اینجا می زاریم :

عبدالله جعفری ……………………………………….

 

+ نوشته شده توسط عبدالله جعفری در دوشنبه سوم اردیبهشت 1386 و ساعت 9:23 |