تبليغاتX
.:.:.:.:.:.:.: بســــم الله الــرحـمـن الـــــرحــیم .:.:.:.:.:.:.:.:.:.:. .:.:.:.:.:.:.: به نام خدای همه ی سادگی ها.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:. ساده باشیم ...

 

::::  رفع اشكال  ::::

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

 

 

استاد: اگه سوالي داريد بفرماييد؟

 

دانشجوي 1 : استاد، تا اينجاي درس، منظور شما صرفا فهرست نویسی توصیفی بود؟

استاد: شما اول اجازه بده من درسم تموم شه! من از شما تعجب مي کنم با این سوالاتونو!!!

 

دانشجوي 2 : ببخشيد، کدوم يکي از چهار مولفه ای که گفتين، مهمتره؟

استاد: چقدر شما خامي! اينهمه درس ندادم که اين سوالو بپرسي...

...خوب، دوستان سوالي نيست؟

 

دانشجوي 3 : بين نام مولف و شماره رده بندی چه رابطه اي وجود داره؟

استاد: لطفا از اين سوالا نکن! اين مربوط به درس ديگه ايه. اگه بخوام توضيح بدم، بايد هفت هشت ساعت حرف بزنم.

 

دانشجوي 4 : چرا در آمریکا روش های کامپیوتری ترجيح داده مي شه؟

استاد: اين سوال بيجاست! چون هزار و يک فاکتور وجود داره، نه فقط هميني که من گفتم

 

دانشجوي 5 : استاد چه طور میشه با استفاده از شبکه اینترنت رده بندی کرد؟

استاد: سوالتو نشنيده مي گيرم ...

 

دوستان کسي ديگه سوال نداره؟... نداره؟... نداره؟

چرا هيش کي سوال نمي کنه؟

من اينجام که ايرادات شما رو از بين ببرم ها

 

+ نوشته شده توسط عبدالله جعفری در دوشنبه سی ام مهر 1386 و ساعت 17:11 |

تاثیر نماز بر روی بدن نمازگزار
 

نماز پل ارتباطی قوی بین خداوند و نمازگزار ایجاد می کند. در هنگام نماز انسان با حالتی تمنا گونه درخواست خود را ابراز می دارد که باید علت این حالت را بررسی کرد. خداوند در قرآن می فرمایند:
الَّذِینَ آمَنُوا وَتَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ (٢٨)رعد
" آن ها که ایمان آورده اند، دل هایشان با یاد خدا آرام می گیرد، به درستی که با یاد خدا دل ها آرام می گیرد." سوره رعد آیه ۲۸
همچنین خداوند در جای دیگری می فرمایند:
أَقِمِ الصَّلاهَٔ لِدُلُوکِ الشَّمْسِ إِلَی غَسَقِ اللَّیْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ کَانَ مَشْهُودًا (٧٨)وَمِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَهًٔ لَکَ عَسَی أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقَامًا مَحْمُودًا (٧٩) اسرا
"۷۸.نماز را اقامه کن، از غروب خورشید تا تاریکی شب و خواندن نماز صبح را، که نماز صبح را همگان گواه اند. ۷۹. قسمتی از شب را برای خواندن نماز بیدار باش، که نمازی اضافه برای تو است، باشد که به زودی پروردگارت مقام تو را به جایگاهی بالا ببرد." سوره اسرا
حضرت محمد (سلام و درود خداوند بر او و خاندانش باد) زمانی که ناراحتی ایشان را فرا می گرفت می فرمودند: ای بلال، اذان بگو و با آن ما را به آرامش برسان.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط عبدالله جعفری در دوشنبه سی ام مهر 1386 و ساعت 16:53 |

دلایل توجه نکردن بچه ها به وبلاگ

 

دیدم توی نظرات مطالب قشنگی بچه ها نوشتن به همین خاطر گفتم یه پست هم بزارم و نظرات برتر رو کپی، پست کنم. این پست  مربوطه به

 "چرا به غیر از دو الی سه نفر کسی به وبلاگ سر نمی زنه ؟"

 

 

نسیم ابراهیمی

 

باید بگم خیلی وقت بود که منتظر این پستتون توی این وبلاگ بودم چون واقعا برام سوال شده بود که حداقل شما که سازنده وبلاگ و عمدتا نویسندش هم هستید تا الان حرفی نزدید خود من هم خیلی وقته مطلبی تو وبلاگ نذاشتم ولی همیشه دنبالش کردم و اینو گاهن با نظر دادنم به صورت کتبی و شفاهی اعلام کردم ولی باور کنید خیلی ها هستن که حتی یادشون رفته به طور کل که ما یه روزی همچین وبلاگی داشتیم و حتی اون کاغذای کوچیکی که شما بهمون دادید رو هم ندارن یا گم کردن...

از نظر من این وبلاگ همیشه یه دفتر خاطرات جمعی بوده و اینجوری بهش نگا کردم و هدفش هم این بود که باعث بشه هیچوقت بچه های این کلاس از هم جدانشن ولی من از تابستون به این نتیجه رسیدم که خیلی هامون برامون مهم نیست یعنی اصلا خیلی چیزا از یادمون میره اگه یادتون باشه اون موقع هم این رو تو قسمت نظرات نوشته بودم تابستون بود کسی نیومد سر بزنه الان که دیگه به قول شما نیازی به نوشتن نمی بینند به هر حال فکر می کنم شاید یه دلیل عمده ی دیگه این باشه که علاقه ای به اینجور مسایل نداشته باشن جدی میگم هر چیزی شور و علاقه می خواد خود شما اگه اشتیاق نداشتید هیچ وقت اینجا نمی نوشتید. درسته؟

به هر حال گفتن دوبارش هم فایده ای نداره ولی ضرری هم نداره...

 

آتوسا آبیاری

 

سلام !

به عنوان یه سال بالایی رو به موت باید بگم این طبیعت دانشگاهه . چند ترم اول همه همدیگرو دوست دارن ، شور و شوق دارن ولی کم کم همه چیز کم رنگ میشه ! همه تکراری میشن تا میشه ترم آخر و روز آخر! اونوقته که یکدفعه همه دوباره به یاد هم میفتن! بعد افسوس از اینکه چرا وقتی با هم بودن قدر همدیگرو نمیدونستن . به عنوان یه ادمی که این مسئله رو تجربه کرده دارم بهتون می گم . قدر این لحظه ها رو بدونید . فرصت زیادی ندارید. سال دیگه این موقع شما هم مثل ما باید غزل خداحافظی رو بخونید. یه چیز دیگم بگمو برم:

فراموش نکنید شما فقط واسه خودتون تو وبلاگ نمی نویسید ، علاقمند به حرفاتون مثل من زیادن! تازه 84ی ها که همیشه زبانزد خاص و عام بودن تو همکاری و دوستی ! پس همچنان منتظریممممممممممم!

 

معصومه خباز طراحی

 

سلام به دوستای عزیزم

باید بگم که من و خانوم ابراهیمی در این مورد با هم حرف زدیم و به این نتیجه رسیدیم که بعد از اون اردوی تهران همه با هم خیلی صمیمی شدن ولی دوباره همه سرد شدن  ...  ولی من می گم شاید توجه بیش از حد به بچه های ورودی جدید روابط خودمون رو سرد کرده و خودمون رو نمی بینیم اگه هم با هم باشیم به فکر خودمون نیستیم این باعث می شه که دل هامون با هم نباشیم در حالی که با همیم

 

کبری خدابنده

 

سلام

به نظر من این رسمش نبود که مکان حل اختلاف ما کتابدارها که مدعیه روابط اجتماعی بالا هستیم برد بی جون کلاس فلسفه باشه با تیکه و کنایه که کار رو بدتر کنه

این حرف من نیست این حرفیه که تو چشم بچه هاییه که دوسال باهاشون بودم و بخوبی می شناسمشون دیده شده....

 

اگه یکی دیگه هم پیدا شد (!) و خواست نظرش اضافه بشه نظر بده !!!

 

البته الان بیشتر به راهکار نیاز داریم تا نظر ...

+ نوشته شده توسط عبدالله جعفری در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386 و ساعت 17:52 |

قوانين مورفي :::::::::::::::::::::::::::::::::::...........................

يادآوري قوانين مورفي تسکين دهنده بدبياري ها و بدشانسي هاست. قانون مورفي در سال 1949 در پايگاه نيروي هوايي ادوارز شکل گرفت. مورفي مهندس هوافضا بود که روي يک پروژه کار مي کرد. در يکي از سخت ترين آزمايشهاي پروژه، يک تکنسين خنگ تمام سيم ها را برعکس وصل کرد و آزمايش خراب شد. مورفي درباره اين تکنسين گفت: "اگه يه راه براي خراب کردن چيزي وجود داشته باشه، او همون يه راه رو پيدا مي کنه" و اين اولين قانون مورفي بود. در ابتدا در فرهنگ فني مهندسين رواج پيدا کرد و بعد به فرهنگ عامه راه پيدا کرد. بعداً قوانين ديگري هم بعد از کسب رتبه لازم از بنياد مورفي در زمره قوانين اصلي قرار گرفتند.


قوانين مورفي و قوانين استنباط شده از آن

روزي كه چترت را فراموش مي كني باران مي بارد.
نان كره ماليده شده از روي كره اي اش به روي فرش سقوط مي كند!
قطره رنگ هميشه سوراخي در روزنامه پيدا مي كند تا بر فرش زير آن بچكد (وتا زماني كه خشك نشده ديده هم نمي شود )
اگر در توده يا کپه اي به دنبال چيزي بگردي، چيز مورد نظر حتما در ته قرار دارد.
هيچ کاري آن طور که به نظر مي رسد ساده نيست.
وقتي در ترافيک گير کرده اي لايني که تو در آن هستي ديرتر راه مي افتد.
هر کاري بيش از آنچه فکرش را مي کني دو برابر آنچه بايد وقت مي برد. مگر اينکه آن کار ساده به نظر برسد که در آن صورت سه برابر وقت مي گيرد.
هر چيزي که بتواند خراب شود خراب مي شود آن هم در بدترين زمان ممکن.
اگر چيزي را مقاوم در برابر حماقت احمق ها بسازي احمق باهوش تري پيدا مي شود و کارت را خراب مي کند.
در صورتي که شانس انجام درست يک کار پنجاه-پنجاه باشد احتمال غلط انجام دادن آن نود درصد است.
وسايل نقليه اعم از اتوبوس، قطار، هواپيما و... هميشه ديرتر از موعد حرکت مي کنند مگر آن که شما دير برسيد. در اين صورت درست سر وقت رفته اند.
اگر به نظر مي رسد همه چيزها خوب پيش مي روند حتما چيزي را از قلم انداخته اي.
احتمال بد پيش رفتن کارها نسبت مستقيم با اهميت آنها دارد.
هر وقت خودت را براي انجام دادن کاري آماده کرده اي ناچار مي شوي اول کار ديگري را انجام دهي.
اشياي قيمتي اگر سقوط کنند به مکان هاي غيرقابل دسترس مثل کانال آب يا دستگاه زباله خرد کن (آن هم در حالي که روشن است) مي افتند.
مادر هميشه راه بهتري براي انجام کارتان پيشنهاد مي کند، البته بعد از اينکه کار را به سختي انجام داده باشيد.
80% سؤالات امتحانات پايان ترم براساس کلاسي است که در آن غايب بوده اي.
وقتي قبل از امتحانات نکات را مرور مي کني مهمترينشان ناخوانا ترينشان است.



قوانين اتوبوسي مورفي

اگر تو ديرت شده اتوبوس هم دير مي آيد.
اگر زود برسي اتوبوس دير مي آيد. اگر دير برسي اتوبوس زود رسيده است.
اگر بليت نداشته باشي پول خرد هم نداري. وقتي پول خرد داري که بليت هم داري.
هر چه بيشتر از راننده بپرسي که کدام ايستگاه بايد پياده شوي احتمال اين که درست راهنمايي ات کند کمتر خواهد شد.
مدت زيادي منتظر اتوبوس مي ماني و خبري نيست پس سيگاري روشن مي کني. به محض روشن شدن سيگار، اتوبوس مي رسد. (به عبارت ساده اگر سيگار را روشن کني اتوبوس مي رسد.)
اگر براي زودتر رسيدن اتوبوس سيگار را روشن کني اتوبوس ديرتر مي آيد.

قوانين كامپيوتري مورفي

ديسک مشتري در سيستم تو خوانده نمي شود.
اگر براي خواندن آن نرم افزار پيچيده اي روي سيستمت نصب کني آخرين باري خواهد بود که چنين ديسکي به دستت مي رسد.

قوانين عاشقانه ي مورفي
همه خوب ها تصاحب شده اند، اگر تصاحب نشده باشند حتما دليلي دارد.
هر چه شخص مذکور بهتر و مناسب تر باشد، فاصله اش از تو بيشتر است.
شعور ضربدر زيبايي ضربدر در دسترس بودن مساوي عددي ثابت است. ( که اين عدد هميشه صفر است).
ميزان عشق ديگران نسبت به تو نسبت عکس دارد با ميزان علاقه تو به آنها.
چيزهايي که يک زن را بيش از هر چيز به مردي جذب مي کند همانهايي اند که چند سال بعد بيشترين تنفر را از آنها خواهد داشت.


فلسفه مورفي

"لبخند بزن... فردا روز بدتريه "

سرنوشت آقاي مورفي

يك شب در بزرگراهي پر ترافيك، بنزيِن اتوموبيل آقاي مورفي تمام شد، كنار جاده منتظره تاكسي شد تا خود را به پمپ بنزيِن برساند . در حالي كه لباس سفيد بر تن داشت اتوموبيل يك توريست انگليسي كه در جهت خلاف در بزرگراه شلوغ در حركت بود او را زير گرفت. بزرگراه اسير ترافيك بود. آقاي مورفي سفيد پوشيده بود و از مسير صحيح حركت اتوموبيل ها انتظار حادثه اي نمي رفت. با اين حال توريست انگليسي " همان يك راه " را پيدا كرد!!! 

+ نوشته شده توسط سحر قنبری در شنبه بیست و هشتم مهر 1386 و ساعت 13:44 |

دیروز داشتم فکر می کردم چرا غیر از دو سه نفر دیگه کسی به وبلاگ سر نمی زنه ؟

جواب سوال می تونه این باشه ..... "نیاز" تا موقعی که با بغل دستیم می تونم حرف بزنم چه دردیه تو وبلاگ بنویسم ... این شاید عمده ترین جوابی باشه که به این سوال میشه داد....

اما بازم یه سوال دیگه اینکه چرا اون دو سه نفر هم این فکر رو نمی کنن؟

به نویسندهای وبلاگ نگاه کنین یه لیست بالا بلند که فقط یه لیسته همین و بس! تصمیم گرفتم بیام سر کلاسو به همه بچه ها بگم  ولی باز به خودم گفتم ......."نیاز"    من چه نیازی دارم که این حرفو بگم ؟ این بار قضاوت با همه اونایی که شایداین مطلب رو می خونن (که همون ۲  و ۳ نفرن )!!!!

مشکل چیه شاید برای بار سوم "نیاز"

همین.

 

 

این فلش رو هم امروز تو وبگردی هام دیدم ببینید

+ نوشته شده توسط عبدالله جعفری در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386 و ساعت 7:13 |

یا فاطر ...

الهى شكرت كه فهميدم كه نفهميدم.

الهى بسوى تو آمدم بحق خودت مرا بمن بر مگردان

الهى آخر خودت را در حق ما اول بفرما كه آخرين شفاعت را ارحم الرحمين فرمايد.

الهى اگر عنايت تو دست ما را نگيرد از چهل‏ها چله ما هم كارى برنيايد

الهى از نماز و روزه‏ام توبه كردم بحق اهل نماز و روزه‏ات توبه اين نا اهل را بپذير

""علامه حسن زاده آملی""

 

 .............:::::::::: اینجا رو هم یه کلیک کوچولو کنین ::::::::..........

+ نوشته شده توسط عبدالله جعفری در جمعه بیستم مهر 1386 و ساعت 17:26 |

چت با خدا

گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌كنم
گفتی: فانی قریب
.:: من كه نزدیكم (بقره/۱۸۶) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش می‌شد بهت نزدیك شم
گفتی: و اذكر ربك فی نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد كن (اعراف/۲۰۵) ::.

گفتم: این هم توفیق می‌خواهد!
گفتی: ألا تحبون ان یغفرالله لكم
.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

گفتم: معلومه كه دوست دارم منو ببخشی
گفتی: و استغفروا ربكم ثم توبوا الیه
.:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه كنید (هود/۹۰) ::.

گفتم: با این همه گناه... آخه چیكار می‌تونم بكنم؟
گفتی: الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده
.:: مگه نمی‌دونید خداست كه توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌كنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

گفتم: دیگه روی توبه ندارم
گفتی: الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب
.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳) ::.

گفتم: با این همه گناه، برای كدوم گناهم توبه كنم؟
گفتی: ان الله یغفر الذنوب جمیعا
.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟
گفتی: و من یغفر الذنوب الا الله
.:: به جز خدا كیه كه گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

گفتم: نمی‌دونم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میارم! آتیشم می‌زنه؛ ذوبم می‌كنه؛ عاشق می‌شم! ... توبه می‌كنم
گفتی: ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
.:: خدا هم توبه‌كننده‌ها و هم اونایی كه پاك هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرك
گفتی: الیس الله بكاف عبده
.:: خدا برای بنده‌اش كافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیكار می‌تونم بكنم؟
گفتی:
یا ایها الذین آمنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا و سبحوه بكرة و اصیلا هو الذی یصلی علیكم و ملائكته لیخرجكم من الظلمت الی النور و كان بالمؤمنین رحیما
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد كنید و صبح و شب تسبیحش كنید. او كسی هست كه خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریكی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن. خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.

با خودم گفتم: خدا... خالق هستی... با فرشته‌هاش... به ما درود بفرستن تا آدم بشیم؟! ... ... .

 

+ نوشته شده توسط عبدالله جعفری در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 و ساعت 15:21 |

مطالعه

سلام ...

اگه یادتون باشه چند روز پیش سر کلاس دکتر بیگدلی درباره ساختمون کتابخونه مرکزی دانشگاه شهید چمران بحث کردیم ...

خانم قنبری گفت شکل یه گٌله (فکر کنم نیلوفر) خیلی کنجکاو شدم تا واقعا ببینم از بالا چه شکلیه ...

با گوگل ارت رفتم رو سره کتابخونه مرکزی....

 ::::::::::::::::::: شما هم ببینید :::::::::::::::::::::

::::::::::::::::::: شما هم ببینید :::::::::::::::::::::

+ نوشته شده توسط عبدالله جعفری در پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 و ساعت 13:2 |

کسى کر است؟

مردى متوجه شد که گوش همسرش سنگين شده و شنوائيش کم شده است. به نظرش رسيد که همسرش بايد سمعک بگذارد ولى نميدانست اين موضوع را چگونه با او در ميان بگذارد. بدين خاطر، نزد دکتر خانوادگىشان رفت و مشکل را با او در ميان گذاشت.
دکتر گفت براى اين که بتوانى دقيقتر به من بگويى که ميزان ناشنوايى همسرت چقدر است آزمايش سادهاى وجود دارد. اين کار را انجام بده و جوابش را به من بگو:
«ابتدا در فاصله ٤ مترى او بايست و با صداى معمولى مطلبى را به او بگو. اگر نشنيد همين کار را در فاصله ٣ مترى تکرار کن. بعد در ٢ مترى و به همين ترتيب تا بالاخره جواب دهد.»
آن شب، همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهيه شام بود و خود او در اتاق تلويزيون نشسته بود. مرد به خودش گفت الان فاصله ما حدود ٤ متر است. بگذار امتحان کنم.
سپس با صداى معمولى از همسرش پرسيد: عزيزم شام چى داريم؟
جوابى نشنيد.
بعد بلند شد و يک متر جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و دوباره پرسيد: عزيزم شام چى داريم؟
باز هم پاسخى نيامد.
باز هم جلوتر رفت و از وسط هال که تقريباً ٢ متر با آشپزخانه و همسرش فاصله داشت گفت: عزيزم شام چى داريم؟
باز هم جوابى نشنيد.
باز هم جلوتر رفت و به در آشپزخانه رسيد. سوالش راتکرار کرد و باز هم جوابى نيامد.
اين بار جلوتر رفت و درست از پشت سر همسرش گفت: عزيزم شام چى داريم؟
زنش گفت: مگه کرى؟ براى پنجمين بار ميگويم: خوراک مرغ!

+ نوشته شده توسط عبدالله جعفری در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 و ساعت 18:58 |

یک داستان غم انگیز!


داستان ما داستان يك دانشجو است كه توانست در 5 ترم فارغ شود، اميدواريم داستان هيچ كدام از شما به مانند اين داستان نباشد؛

ترم اول: خوشحالي- شادي- قبول شدم- «تبريك»- كيف سامسونت- كلاس گذاشتن- خودبزرگ بيني- اعتماد به نفس كاذب- بحث سياسي، فرهنگي- آدم حسابي- فرهيختگان جامعه- نخبگان مملكت- آينده سازان كشور- روزنامه- جزوه- كتاب- درس- نت برداري- حضور، غياب- صندلي رديف اول- سرچ تحقيق در سايت گوگل- اميد به آينده- تلفن به مامان:"مامان! دانشگاه خيلي خوبه!"

ترم دوم: سلام- خوبي؟- دختر،پسر- اكبري- صالحي- احمدي- اين خوبه- اون بهتره- انتخاب اصلح- فردا قشنگه- حضور،غياب- آيينه- آب شونه- عطر- ادكلن- آينه- گرفتن جزوه- صندلي رديف وسط- بازم سلام- چت- اوه آخر ترمه!- شب امتحان- معدل 12- تلفن به مامان:"مامان! دانشگاه بد نيست!"

ترم سوم: تريپ پروانه اي- ندا- كافي شاپ- قرار- نيومد-قرار- ايندفعه اومد- ضدحال- رفت(به همين راحتي!)- غصه- دلتنگي- افسردگي- دوست بد- سيگار- كلاس دودره- واسه من هم حاضر بزن- شب امتحان- جزوه ندارم- تقلب- ده- مشروط- تلفن به مامان:" ميگذره!"

ترم چهارم: مخ زدن- نگين- افسانه- آرزو- الميرا- رديفه!- خونه[ ]- سيگار- دود- بنگ- حوصله ندارم- بي خيالي- غيبت- غيبت- غيبت- صحبت با استاد- تقلب- ده- اتاق استاد- مشروط- مامان زنگ مي زنه:"پسرم خوبي؟!"

ترم پنجم: خواب- بيداري- خونه- سيگار- بي حوصلگي- زغال خوب- شيشه- تبديل شدن به يك رفيق ناباب براي بقيه- خواب- بيداري- خونه- شيشه- بي حوصلگي- ذغال خوب- خواب ... خواب ... خواب ... خواب ... – نه انگار بيدار بشو نيست، مرده!!- از مرده شور خونه تلفن به مامان:"بياين،بچه تون رو ببرين!"

و اينگونه بود كه اين دانشجو در پنج ترم توانست فارغ شود ... البته از زندگي!!
 

+ نوشته شده توسط عبدالله جعفری در شنبه چهاردهم مهر 1386 و ساعت 7:50 |

...::: شهادت مولای متقیان حضرت علی (ع) بر همگان تسلیت باد ::::...

+ نوشته شده توسط عبدالله جعفری در سه شنبه دهم مهر 1386 و ساعت 15:1 |

بگذار تا شيطنت عشق چشمان تو را به عرياني خويش بگشايد ؛

هر چند معنايش جز رنج و پريشاني نباشد ؛

اما  كوري را هرگز به خاطر آرامش تحمل مكن. 

دکتر شریعتی

 

مي‌توان در موجي كوچك بر ساحل، در شاخه‌اي آويخته از درختي بي‌برگ و كم‌سال، در وراي پنجره‌اي چوبي... تجلي صفاتي از صفات خدا را ديد.

خدايي كه در همين نزديكي است، خدايي كه از من به من نزديك‌تر و از تو به تو نزديك‌تر است. خدايي كه براي حس كردنش مي‌تواني به اعماق درياها نروي، به آسمان نگاه نكني، ذهنت را در راه‌حل معماهاي پيچيده خلقت به زحمت نيندازي. مي‌تواني به هر آن چه در پيش روي توست، چشم بدوزي و بي‌وقفه بگويي؛ «اين است تجلي قدرت خداوند.»

+ نوشته شده توسط صبا سیامکی در دوشنبه نهم مهر 1386 و ساعت 13:44 |

مخ زدن با كتاب

وقتي جوان بوديم، يادمان مي‌دادند با كتاب، خيلي روشنفكرانه مخ بزنيم!! جوك جلال آل احمد-دكتر شريعتي كه يادتان هست!!؟؟ حالا همين امكان به صورت ديجيتالي فراهم شده! (چقدر هم كه استفاده كرديم جون عمه‌مون!!)
سايت Goodreads مي‌تواند همين نقش را بازی كند! الكی نيست كه بالای 90% كاربران آن را ايرانيها تشكيل مي‌دهند!! پس بجنبيد تا سرتان بي‌كلاه نمانده!!
اما از شوخي كه بگذريم، سايت گودريدز ايده جالبي دارد.به زبان ساده در اين سايت شما با ديگران بر اساس كتاب دوست مي‌شويد.(شبكه اجتماعی).چه چيزی در اينجا به اشتراك مي‌گذاريم؟؟ قفسه كتابهايمان را!
يعني هركسي مشخص مي‌كند كه كدام كتابها را خوانده،مي‌خواند، مي‌خواهد بخواند. فايده‌اش چيست؟ غير از پز روشنفكرانه دادن، اين يك موقعيت بسيار عالی برای پيدا كردن كتابهای مفيد است.فرض كنيم «امين اوبونتویی» در گودريدز فعال باشد. با رفتن به اكانت او ، و نگاهی به قفسه كتابهايش، كتابهایی در مورد لينوكس-اوپن سورس و… مي‌بينيد كه ممكن است هيچگاه در جای ديگر به شما معرفی نشده باشد.اين يكي از بهترين روشهای معرفی كتابهای خوب در مملكت قحطی زده كتاب است.
تنها مشكل سايت  اين است كه تقريبا همه كتابهایی كه در قفسه كتابخانه كاربران ايراني اين سايت مي‌باشد محدود به كتابهایی خاص هستند و اكثر آنها مربوط به حيطه ادبيات(شعر و داستان و…) است.مثلا كمتر كتابي در مورد فلسفه، جامعه شناسي، روان شناسي، اقتصاد، سياست، علوم، مهندسي، تاريخ ،پزشكي و بطور كلي شاخه‌های تخصصي ديده مي‌شود.(منظورم فقط كتابهای فارسي است.)
هرچند با گذشت زمان و پيوستن افراد علاقه‌مند به اين زمينه‌ها، اميدوارم كه آنها نيز گسترش يابند و یه نکته دخترونه اینکه 90% كاربران گودريدز را خانم‌ها هستن؟؟


+ نوشته شده توسط عبدالله جعفری در سه شنبه سوم مهر 1386 و ساعت 10:15 |