تبليغاتX
.:.:.:.:.:.:.: بســــم الله الــرحـمـن الـــــرحــیم .:.:.:.:.:.:.:.:.:.:. .:.:.:.:.:.:.: به نام خدای همه ی سادگی ها.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:. ساده باشیم ...

گوسفند های حسنک دیگه منتظرش نبودند

حسنک به شهر رفته بود تی شرت تنگ می پوشید به موهایش ژل می زد وبا کبری چت می کرد حسنک دیگه موهایش عین پشم گوسفند نبود آخه به موهاش گلت می زد.

کبرام دیگه  دوست نداشت با حسنک چت کنه اون با پتروس چت می کرد چون پتروس تمام ساعات پشت کامپیوترش بود و چت می کرد سیل پشت شهر بود و پتروس نا نداشت از بس که چت کرده بود انگشتاش خسته بودند اون انگشتش رو تو سوراخ سد نذاشت. سیل آمد آب شهر را برد وپتروس مرد. کبری تصمیم گرفت برای مراسم پتروس با قطار به سرزمین های دور بره اما کوه داشت ریزش می کرد وریز علی حوصله نداشت مسافرا رو خبر کنه اون به خونه رفت کوه ربزش کرد کبری و همه مسافرا مردند.

کوکب همسر ریز علی دیگه مهمون نا خونده نداشت. آخه اون فامیل های با کلاس داشت و تو خونش گوشت نداشت آخرین بار هم چوپان دروغ گو به جای گوشت گوسفند گوشت خر بهش داده بود...

حالا تو هم ناراحت نشو دنیای ما هم چوپان دروغ گو زیاد داره

برا همینه دیگه تو کتاب های دبستانمون داستان های قشنگ نداریم....

+ نوشته شده توسط صبا سیامکی در شنبه سی و یکم فروردین 1387 و ساعت 17:21 |
  
+ نوشته شده توسط پری صیدی در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 و ساعت 14:16 |
         
+ نوشته شده توسط پری صیدی در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 و ساعت 14:14 |

 

معصومه جان زیارت قبول

 

+ نوشته شده توسط صبا سیامکی در یکشنبه بیست و پنجم فروردین 1387 و ساعت 9:52 |

  

....:::: طرز تهيه آدم باكلاس

اگر شما ذاتا انسان با کلاسي هستيد که هيچ! در غير اين صورت بايد از هر فرصتي براي نشان دادن اين موضوع استفاده کنيد. شايد باورتان نشود، ولي شما مي‌توانيد از جراحت خود نيز براي کلاس گذاشتن استفاده کنيد. فقط کافيست جواب‌هاي زير را با اندکي قيافه موجّه بيان کنيد:

اگر شصت پاي شما زير اجاق گاز گير کرده و شما آن را باندپيچي کرده‌ايد، هر گاه علت آن را از شما جويا شدند بايد جواب دهيد: موقع تکان دادن پيانوي بابام، پام مونده زيرش!

اگر صورت شما بر اثر جوشکاري، زير آفتاب سوخته بايد بگوييد: از اسکي آخر هفته نمي‌تونم بگذرم!

اگر به خاطر تک‌چرخ زدن با موتور براوو جلوي مدرسه دخترانه به زمين خورده‌ايد در جواب بايد بگوييد: با موتور هزار داداشم تو جاده چالوس تصادف کرديم!

اگر انگشت دست شما به ماهيتابه پيازداغ چسبيده علت آن را چنين بيان کنيد: ديشب با قهوه جوش اينجوري شد!

اگر بر اثر ضربه چکش ناخن شما شکسته بايد بگوييد: به سيم گيتارم گير کرده!

اگر بر اثر زد و خورد در صف روغن کوپني زير چشم شما کبود شده جوابتان اين باشد: چند روز پيش توپ تنيس به صورتم خورد!

اگر صورت شما بر اثر خوردن خرماي خيرات و چاي و شيريني، مملو از جوش شده علتش را چنين وانمود کنيد: خواهرم از هلند، شکلات زيادي آورده!

اگر ميني بوس شما در جاده خاکي چپ کرد و حسابي مجروح شديد بسيار عصباني بگوييد: الکي مي‌گن زانتيا ايربگ داره!

اگر کف دست شما به قوري سماور چسبيد بگوييد: حواسم نبود ميله شومينه زيادي داغ شد!

اگر موها و ابروهاي شما در چهارشنبه‌سوري سوخت جواب دهيد: بچه همسايه را از ميان شعله‌هاي آتش بيرون کشيدم !


نكته كنكوري: راستي، شما اينقدر بي كلاس بوديد كه اين مطلب را تا آخر خونديد؟)

+ نوشته شده توسط عبدالله جعفری در جمعه بیست و سوم فروردین 1387 و ساعت 11:54 |

سلام

یه مدیته که کسی به وبلاگ سر نزنه حتی خوده من!

خواستم در آستانه تولد وبلاگ یه جشن الکترونیکی بگیریم و یه کاری کنم که همه حداقل به پست گذاشتن و نظر دادن ترغیب بشن به همین خاطر این پست مربوط میشه به نظرات شما در این مورد، البته اگه کسی همین رو هم بخونه!

 

نظر یادتون نره

+ نوشته شده توسط عبدالله جعفری در یکشنبه هجدهم فروردین 1387 و ساعت 17:41 |
در کمال ناباوری پا به سرزمینی می گذارم که روزگارانی محل عبور پیامبر و فرزندانش بوده است.

حال از کلیه همکلاسی های عزیزم و اساتید بزرگوار می خواهم این دوست کوچک خود را حلال کنند و آرزوی این سفر معنوی را برای کلیه دوستان آرزو مندم.

خداحافظ

+ نوشته شده توسط معصومه خباز طراحی در جمعه نهم فروردین 1387 و ساعت 19:36 |