تبليغاتX
.:.:.:.:.:.:.: بســــم الله الــرحـمـن الـــــرحــیم .:.:.:.:.:.:.:.:.:.:. .:.:.:.:.:.:.: به نام خدای همه ی سادگی ها.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:. ساده باشیم ...
جز با چشم دل نمی توان دید

                                     آنچه اصل است از دیده پنهان است...

                                              آنچه اصل است از دیده پنهان است....

                                                     آنچه اصل است از دیده پنهان است....

+ نوشته شده توسط نسیم ابراهیمی در جمعه سی ام مرداد 1388 و ساعت 14:7 |

 

امام صادق-ع:

خواب روزه دار عبادت،

خاموشی او تسبیح،

عمل وی پذیرفته شده

و دعای او مستجاب است.

...................................................................................................

ماه مبارک آمد، ای دوستان بشارت

کز سوی دوست ما را هر دم رسد اشارت

آمد نوید رحمت، ای دل ز خواب برخیز

باشد که باقی عمر، جبران شود خسارت


+ نوشته شده توسط لیلا خادمیان در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388 و ساعت 18:57 |
سلام به همه ی دوستانی که میان و به وبلاگ سر می زنن و به بقیه که یه جورایی سرشون گرم کارای خودشونه!

الآن که این مطالب رو می نویسم کنار خواهر پری!!! نشستم و دارم آهنگ کردی گوش می دم(هرچند هیچی ازش نمی فهمم). پری هم معلوم نیست کجا رفته!

میخواستم بگم جای همتون، مخصوصا سوری جون خالیه! خیلی خوش میگذره...

اینم یه شعر کردی که اینجا یاد گرفتم، تقدیم به همه:

قه سه م له سوزی دلی ئه سیرم

هه ر تا کو ماوم، هه ر توی له بیرم 

پ.ن۱ : من از دوشنبه اومدم خونه پری!!!

پ.ن۲ : پری رفته بود لباس بشوره، الآن اومد پیشم 

پ.ن۳ : ترجمه شعر جایزه داره

 

+ نوشته شده توسط صبا سیامکی در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388 و ساعت 0:19 |

اگر از پايان گرفتن غم هايت نا اميد شده اي ، به خاطر بياور زيباترين صبحي

که تا به حال تجربه کرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هستي

 که هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد ...

+ نوشته شده توسط پری صیدی در جمعه بیست و سوم مرداد 1388 و ساعت 22:31 |

 

 

+ نوشته شده توسط پری صیدی در جمعه بیست و سوم مرداد 1388 و ساعت 21:45 |

"رد و بدل درد و دل"

 

سلام به همکلاسی های عزیز

و امیدوارم خوب و سربلند باشید...

و سلامی مخصوص به خانم سیامکی و خانم خادمیان که از وبلاگ به نحو احسن در جهت "رد و بدل درد و دل" استفاده می کنن و خدا شاهده که من تا به این خطوط میرسم مغزم خود به خود سوت میزنه..(سانسور)

حس هفدهمم میگه یا بچه ها دارن درس میخونن که ازشون خبری نیست (استثنا: دوستانی که مستقیما زدن تو گوش ارشد!!) یا دارن دنبال کار میگردد ( که میدونم خبری نیست!!) و یا رفتن سر کار که اونم محاله!!! (شوخی کردم تا تنور داغه برین سر کار، یهو دیدی گفتن: "کتابخونه ها رو جمع کنین جاش "بسیج میهن ساز" بزنین! فرهنگ میخوایم چیکار!! میهن عزیز رو بچسبین، 22 خرداد...").

 

خوب خلاصه، فقط خواستم بگم به یادتون هستم...

 

راستی از اینجا یه معذرت خواهی کنم از خانم ها کلیوند و بهمئی که مسیج دادن و نتونستم جواب بدم..

دلیلش رو برید از آقای احمدی نژاد و بابام بپرسین...(به خصوص بابام!!!)

 

خلاصه اینکه فعلا مسیج ندین!!! (میدونم تو دلتون میگین: کی حالا به...)

 

خداحافظ

+ نوشته شده توسط عبدالله جعفری در جمعه بیست و سوم مرداد 1388 و ساعت 17:17 |

در زندگي حرف هايي است براي گفتن كه اگر گوشي نبود نمي گوييم

و حرف هايي است براي نگفتن، حرف هايي كه هرگز سر به ابتذال گفتن فرو نمي آورند

و سرمايه ماورايي هركس به اندازه حرف هايي است كه براي نگفتن دارد

حرف هايي كه پاره هاي بودن آدمي اند

بيان نمي شوند، مگر آنكه مخاطب خويش را بيابند...

 

    --------------------------------

دوستای گلم بابت این چند روزیکه نبودم ببخشید. اوضاع یه جورایی به هم گره خوده بود. اصلا روحیه خوبی نداشتم ولی خدا رو شکر الآن بهترم

یه تشکر ویژه هم از لیلای عزیز به خاطر اینکه وبلاگ و بچه ها رو فراموش نکرده

 

 

+ نوشته شده توسط صبا سیامکی در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 و ساعت 1:39 |

آنقدر دوستت دارم

که هر چه بخواهی همان را بخواهم

اگر بروی شادم

اگر بمانی شادتر

تو را شاد تر می خواهم

با من یا بی من

بی من اما

شادتر اگر باشی

کمی

- فقط کمی -

ناشادم

  و این همان عشق است

عشق همین تفاوت است

همین تفاوت که به مویی بسته است

و چه بهتر که به موی تو بسته باشد

خواستن تو تنها يک مرز دارد

و آن نخواستن توست

و فقط يک مرز ديگر

و آن آزادي توست

تو را آزاد مي خواهم

 

+ نوشته شده توسط لیلا خادمیان در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 و ساعت 17:0 |

فردا روز تولد یکی از بهترین همکلاسی هامه

چه لطیف است حس آغازی دوباره،و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس…و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!و چه اندازه شیرین است امروز…
روز میلاد…روز تو!روزی که تو آغاز شدی!

فقط خواستم بگم پری جان تولد مبارک

امیدوارم همیشه شاد باشی

+ نوشته شده توسط لیلا خادمیان در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388 و ساعت 18:55 |
چه انتظار عجیبی!

تو بین منتظران هم،عزیز من ، چه غریبی! 

عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت ، چه بی خیال نشستیم نه کوششی نه وفایی،

 فقط نشسته وگفتیم: خداکند که بیایی....!!

یا امام زمان

+ نوشته شده توسط لیلا خادمیان در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388 و ساعت 17:29 |
سلام

فقط خواستم بگم به یادتونم هر چند شما....

....

+ نوشته شده توسط عبدالله جعفری در جمعه نهم مرداد 1388 و ساعت 17:28 |

نميتوانيم گذشته را تغيير دهيم،

 تنها بايد خاطرات شيرين را به ياد سپرد،

 و لغزشهاي گذشته را توشه راه خرد سازيم.

 نميتوانيم آينده را پيش بيني كنيم.

 تنها بايد اميدوار باشيم و خواهان بهترين و هر آنچه نيكوست،

 و باور كنيم كه چنين خواهد شد.

 مي توان روزي را زندگي كرد،

 دم را غنيمت شمريم،

 و هماره در جستجو تا بهتر و نيكوتر باشيم.

+ نوشته شده توسط لیلا خادمیان در چهارشنبه هفتم مرداد 1388 و ساعت 17:51 |

خداوندا

تو راهم ده...

پناهم ده ...

+ نوشته شده توسط لیلا خادمیان در دوشنبه پنجم مرداد 1388 و ساعت 19:11 |

شراب خانگي! ويران کن امشب

درون روح من توفان کن امشب

مرا از دست اين نامردمي‌ها

ميان چشم خود پنهان کن امشب

 "سعيدي راد"

 

+ نوشته شده توسط صبا سیامکی در جمعه دوم مرداد 1388 و ساعت 23:50 |