تبليغاتX
.:.:.:.:.:.:.: بســــم الله الــرحـمـن الـــــرحــیم .:.:.:.:.:.:.:.:.:.:. .:.:.:.:.:.:.: به نام خدای همه ی سادگی ها.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:. ساده باشیم ...

خدایا ...

««« توانم ده تا دوست بدارم بی چشم داشت

و بفهمم دیگران را حتی اگر نفهمند مرا ! »»»

 

+ نوشته شده توسط لیلا خادمیان در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388 و ساعت 19:14 |

صبای گلم تولدت مبارک

امشب که شب تولدته بهترین ها رو آرزو کن . من هم از خدا همون بهترین ها رو برات آرزومندم .

+ نوشته شده توسط لیلا خادمیان در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 و ساعت 5:21 |

چه لطیف است حس آغازی دوباره

وچه زیباست رسیدن دوباره به روززیبای آغازتنفس

وچه اندازه عجیب است روزابتدای بودن

وچه اندازه شیرین است امروز روز میلاد روز تو

 

سلام سیمای گلم باید بگم که خیلی دلم برا همه ی خاطره های قشنگمون و "خودت" تنگ شده و قشنگترین روز زندگیت رو بهت تبریک می گم، دوست دارم ( به قول خودت) قد 10 تای بچگی هامون

سلام معصومه جان عزیزم تولد تو هم مبارک باشه خیلی دلم برات تنگ شده از همین جا می بوسمت

+ نوشته شده توسط لیلا خادمیان در جمعه بیستم شهریور 1388 و ساعت 16:8 |

 

سلام به همه ی دوستای گلم

شب های قدر از امشب شروع می شه بیان برا همدیگه دعا کنیم من برا تو دعا می کنم تو هم برا من آخه تو این شبا تقدیر یک سالمون نوشته میشه "خدایا تقدیرمان را خیر بنویس"

   مولاي من

شب قدر هم آمد

شب قدر داني

شب خدا و بنده

نازنينا...

اي همه ي ايمان من 

كاش من هم بر رهت شيعه باشم

تا چون تو قدر بدانم اين شب را 

يا علي

+ نوشته شده توسط لیلا خادمیان در سه شنبه هفدهم شهریور 1388 و ساعت 14:22 |

مثل رود جاری باش

خاموش در شباهنگام

نترس از تاریکی

اگر در آسمان ستاره ای ست،

                                       تو نورش را باز تاب

و اگر ابری گذرد از آن بالا

یاد آر که از آب است ابر، همچون رود

پس آنان را نیز با شادمانی باز تاب

                                        در ژرفای آرام خویش

---------------------------------------------------

این چند مدت که نتونستم بیام تلفن خونه قطع بود و همچنان هست

وبلاگ رو از طریق گوشی چک می کردم، ولی نه می تونستم نظر بدم و نه پست جدید بزارم

به هرحال، به یادتون بودم

هر جا هستید شاد و سرزنده باشید

 

+ نوشته شده توسط صبا سیامکی در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 و ساعت 13:37 |

 

6- به خاطر یک مشاجرهی کوچک،  ارتباطی بزرگ را از دست نده.

 

7-  وقتی دانستی که خطایی مرتکب شدهای، گامهایی را پیاپی برای جبران آن خطا بردار.

 

8-  بخشی از هر روز خود را به تنهایی گذران.

 

9-  چشمان خود را نسبت به  تغییرات بگشا، اما ارزشهای خود را

بهسادگی در برابر آنها فرومگذار.

 

10-  به خاطر داشته باش که گاه سکوت بهترین پاسخ است.

 

11-  شرافتمندانه بزی؛ تا هرگاه بیشتر عمر کردی، با یادآوری  زندگی خویش دوباره شادی را تجربه کنی.

 

12-  زیرساخت زندگی شما، وجود جوی از محبت و عشق در محیط خانه و خانواده است.

 

13-  در مواقعی که با محبوب خویش ماجرا میکنی و از او گله داری، تنها به موضوعات کنونی بپرداز و سراغی از گلایههای قدیم نگیر.

 

14-   دانش خود را با دیگران در میان بگذار. این تنها راه جاودانگی است.

 

15-  با دنیا و زندگیِ زمینی بر سر مهر باش.

 

16-  سالی یک بار به جایی برو که تا کنون هرگز نرفتهای.

 

17-  بدان که بهترین ارتباط، آن است که عشق شما به هم، از نیاز شما به هم سبقت گیرد.

 

18-  وقتی می خواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی، ببین چه چیز را از دست دادهای که چنین موفقیتی را به دست آوردهای.

 

19-  در عشق و آشپزی، جسورانه دل را به دریا بزن.

 

 اگر میخواهی زندگیات عوض شود، این نوشتار را به دستکم 5 نفر برسان.

 

تا 4 نفر: زندگیات به مرور بهتر خواهد شد.

 

5 تا 9 نفر: زندگیات آنسان که وفق مراد توست، خواهد گشت.

 

10 تا 14 نفر:  شما دستکم سه خبر خوش نامنتظر در سه هفتهی آینده خواهید شنید.

 

15 نفر و بیشتر: زندگی شما به نحوی چشمگیر و بیرون از انتظار دگرگون خواهد شد و کارها همه آنسان که دوست میداری، خواهد شد.

 

این پیام را همین جوری رها نکنید.

 

این نوشتار را باید حداکثر تا 96 ساعت

 از دستان شما خارج شود.

 

 شما خبر خوش نامنتظری دریافت خواهید نمود.

+ نوشته شده توسط عبدالله جعفری در دوشنبه نهم شهریور 1388 و ساعت 11:59 |
با من تماس بگير ، خدايا

حتي هزار بار

وقتي كه نيستم

لطفا پيام خودت را

روي پيام گير دلم بگذار.

+ نوشته شده توسط لیلا خادمیان در دوشنبه نهم شهریور 1388 و ساعت 11:41 |
 

سلام به همگی

قبول باشه طاعات و عباداتتون

 

داشتم فکر می کردم حالا که از دنیای خدا این هممممممه فاصله نصیبمون شده، محکم ترین حلقه اتصالمون چی می تونه باشه؟!

بچه ها می دونین یاد چی افتادم؟

   

 یاد ختم قرآن ماه رمضون پارسالمون افتادم...  آخه ماه ترین ماه ها، ماه بهار قرآنه!

ختم قرآن پارسال رو یادتونه؟ خیلی ها حتما یادشونه. با خودم گفتم حیفه که امسال بی نصیب بمونیم بخاطر همین این پست رو می ذارم که هر کس که دوست داشت با نیت خودش بیاد و سود خودش رو هم ببره... تازه؛ قدم همه مهمونای غیر همکلاسی هم به روی چشم...

 هر وقت کانکت شدید و اتصال دلتون با اون بالا ها برقرار شد، ما رو هم از دعای خیرتون بی نصیب نذارید. متشکرم.

 

اونایی که می خوان تو ختم قرآن امسال هم شریک بشن، شماره جزء مربوطه رو با توجه به آخرین نظر این پست به عنوان یه نظر جدید درج کنن که نفر بعدی بره سراغ جزء بعدی، تا انشاء الله با همین ترتیب برسیم به جزء 30

 

 

قلبی آرام و اندیشه ای بارور داشته باشید

در پناه حق

 

+ نوشته شده توسط سیما شهباز در شنبه هفتم شهریور 1388 و ساعت 1:2 |
دلم گرفته دلم عجيب گرفته است، و هيچ چيز، نه اين دقايق خوشبو، كه روي شاخه ي نارنج مي شود خاموش، نه اين صداقت حرفي كه در سكوت ميان دو برگ اين گل شب بوست، نه، هيچ چيز مرا از هجوم خالي اطراف نمي رهاند... --------------------- سلام به دوستاي روزه دار خوبين؟ طاعات و عباداتتون قبول فكر كنم تو اين ماه خيلي بيحال شدين كه به وبلاگ سر نمي زنين!(يه بهانه جديد) پاشين مگه آدم وقتي مهمونه اينقدر كسل ميشه!؟ اونم مهمون "خدا" *بياين تو لحظه هاي مقدس اين ماه عزيز واسه همه دعا كنيم*
+ نوشته شده توسط صبا سیامکی در جمعه ششم شهریور 1388 و ساعت 12:42 |