تبليغاتX
.:.:.:.:.:.:.: بســــم الله الــرحـمـن الـــــرحــیم .:.:.:.:.:.:.:.:.:.:. .:.:.:.:.:.:.: به نام خدای همه ی سادگی ها.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:. ساده باشیم ...

 

شنبه

 

شروع شدم.

 

ته مانده های انتظار روزهایم را

 

   به پیشانی جاده کوبیدم

 

        .......و.......به راه افتادم.......

 

یکشنبه

 

با بومی سفید

 

و رنگهایی عقیم در دست......

 

خسته از نا خواسته های پنهان دور و نزدیک

 

شانه هایم را

 

                       به اشکهای  یک بی کسی تازه سپردم.

 

دوشنبه

 

روزم ......روزه بود.....

 

سه شنبه

 

قصه های ماندهء بیات را نشخوار کردم،

 

و با ترسی خیس ،تازه ها را باز پس فرستادم.....

 

چهارشنبه

 

   بغضم را

 

           با کلاغهای سنگ خورده کوچه قسمت کردم

 

                                            ...... تا.......تنها......نباشم.....

 

پنجشنبه

 

لحظه هایم را دزدانه مرور کردم،

 

                               گذشته ام مال من نبود.

 

جمعه

 

انگار هزار ها سال است  زنده ام

 

                           انتظار.........انتظار.......انتظار.........

 

  به دستان خالی ام نگاه می کنم

 

                             و.......

 

                               آه......

 

                                 می کشم.........

 

من سردم است و هیچگاه گرم نخواهد شد........

قرارمان این بود که وقتی برف میبارد، دستهایم را"ها" کنی.........

 

اما...........

 

روزهاست برف میبارد و.......تو........نیستی.........

 

من سردم است........

 

دستهایم یخ زده اند.......

 

                                    ..............و...............هنوز منتظرم.........

 

گفته بودی "چتر"میان تو و باران، و برف فاصله می اندازد.......

 

و.......من.......همه چتر ها را به آسمان سپردم.......

 

                                   ..............و...............هنوز منتظرم.........

 

راستی!!!!!؟؟

 

چرا هر وقت برف می بارد، تو........نیستی.....؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+ نوشته شده توسط پری صیدی در یکشنبه پانزدهم آذر 1388 و ساعت 10:13 |
سلام و عرض ادب خدمت اساتيد محترم سركار خانم صبا جان وليلا جان

 

تبريك استاد شدنتونو از اين بنده ي حقير پذيرا باشيد،خوشحالم كه اين شب نخوابيهاي شما بالاخره جواب پس داد و به اين مقام والا ارتقاء يافتيد واميدوارم اين پله هاي ترقي را يكي پس از ديگري بالا برويد.

اهواز و چمران و اساتيد پيشكسوت و دانشجويان و گروه كتابداري ۸۴ به يقين به داشتن شما افتخار ميكنند.

         از شما عزيزان كه اين مطلب را ميخوانيد خواهش ميشود  كه پيام تبريك خود را در نظرات براي       اين اساتيد محترم بنويسيد باشد كه خشنودي اين عزيزان را به همراه داشته باشد.

+ نوشته شده توسط پری صیدی در چهارشنبه بیستم آبان 1388 و ساعت 16:16 |
 

پائیز مثل هر فصل دگر باز آمد. 

و این رسم زمان من و توست! 

هر آمدنی را رفتنی ست در کار. 

روزهای خزان همه یادگاران تو اند. 

روز میلاد تواند. 

روز میلاد منند. 

روز میلاد من و تو.

 

+ نوشته شده توسط پری صیدی در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 و ساعت 8:47 |

اگر از پايان گرفتن غم هايت نا اميد شده اي ، به خاطر بياور زيباترين صبحي

که تا به حال تجربه کرده اي مديون صبرت در برابر سياهترين شبي هستي

 که هيچ دليلي براي تمام شدن نمي ديد ...

+ نوشته شده توسط پری صیدی در جمعه بیست و سوم مرداد 1388 و ساعت 22:31 |

 

 

+ نوشته شده توسط پری صیدی در جمعه بیست و سوم مرداد 1388 و ساعت 21:45 |
 

اگر عشق نبود به کدامین بهانه می خندیدیم و می گریستیم؟

 

کدام لحظه ناب را اندیشه می کردیم؟

 

چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟

 

آری بیگمان پیش تر از اینها مرده بودیم, اگر عشق نبود

 

+ نوشته شده توسط پری صیدی در جمعه نوزدهم تیر 1388 و ساعت 14:25 |

 سپتامبر ۲۰۰۸ کمپانی مایکروسافت سرویس های ویژه ای برای ایاب و ذهاب کارمندان خود در نظر گرفته است. کارمندان در این اتوبوس های مجهز می توانند فعالیت کاری خود را به محض ورود به سرویس شروع کنند و ساعت کاری کارمندان از هنگام شروع کار در اتوبوس محاسبه خواهد شد. مایکروسافت این اتوبوس ها را برای جلوگیری کردن از تلف شدن وقت کارمندان در ترافیک و مسافت های طولانی طراحی کرده است.
شرکت مایکروسافت (به انگلیسی: Microsoft Corporation) یک شرکت آمریکایی چند ملیتی با ۸۹۰۰۰ کارمند در ۱۰۵ کشور دنیا است که در زمینه فناوری‌های رایانه‌ای فعالیت می‌کند. درآمد سالیانهٔ این شرکت در سال ۲۰۰۷ میلادی ۵۱٫۱۲ میلیارد دلار بود. مایکروسافت در زمینهٔ طراحی، توسعه، ساخت، صدور مجوز، پشتیبانی و ارائهٔ خدمات نرم افزاری برای وسایل کامپیوتری فعال است.دفتر مرکزی مایکروسافت در ردموند، واشنگتن در ایالات متحده آمریکا قرار دارد.

 

      

 

    

    

+ نوشته شده توسط پری صیدی در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 و ساعت 12:3 |
 

              

 

+ نوشته شده توسط پری صیدی در دوشنبه سوم تیر 1387 و ساعت 10:53 |
         

        

+ نوشته شده توسط پری صیدی در یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:39 |

 

 بعضي عشقها مثل حضرت نوح اند. فقط از ترس طوفان ميان طرف تو

بعضي عشقها مثل حضرت آدم اند. فقط خاصيتشون اينه که اولينه

بعضي عشقها مثل حضرت ابراهيم اند. بايد توشون همه چيتو قرباني کني

_بعضي عقشها مثل حضرت مسيح اند. آخرش آدم رو به صليب مي کشند

بعضي عشقها مثل حضرت موسی اند. يه خورده که دور بشي جات رو يه گوساله پر مي کنهCapricorn

 

+ نوشته شده توسط پری صیدی در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 17:17 |
 

تعريف دانشجو: موجودى است :

نحيف

عصبى

بى پول

و شبيه به انسان

كه از تخم مرغ، گوجه و نيكوتين تغذيه می كند

و دشمنى عجيبى با كتاب دارد

 

+ نوشته شده توسط پری صیدی در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 17:44 |

            گاهی وقتها چقدر ساده عروسک می شویم ؛

            نه لبخند می زنیم نه شکایت می کنیم ؛ 

            فقط احمقانه سکوت می کنیم....

 

       

 

+ نوشته شده توسط پری صیدی در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387 و ساعت 13:17 |

یک جامعه شناس اروپایی می گوید: ” عیب مساوات در این است که همه می خواهند با بالاتر از خود مساوی شوند” و حال اینکه به قول دکارت
:” هیچ چیز در دنیا , بین مردم , بهتر از عقل تقسیم نشده است , چون هیچکس نمی گوید کم دارم !”

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط پری صیدی در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 و ساعت 15:50 |
  
+ نوشته شده توسط پری صیدی در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 و ساعت 14:16 |
         
+ نوشته شده توسط پری صیدی در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 و ساعت 14:14 |

محدثه جون تولدت مبارک

تولد   تولد      تولدت مبارک     برو شمع ها رو فوت کن     هزار سال زنده باشی

 

+ نوشته شده توسط پری صیدی در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 و ساعت 15:35 |
 
 

 

 

 

+ نوشته شده توسط پری صیدی در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 و ساعت 15:23 |

ديروز باز باران با ترانه با گوهرهاي فراوان مي خورد بر بام خانه ............. . و اما امروز باز باران بي ترانه باز باران ,با تمام بي کسي هاي شبانه مي خورد بر مرد تنها ,مي چکد بر فرش خانه باز مي ايد صداي چک چک غم...باز ماتم من به پشت شيشه ي تنهايي افتاده نمي دانم...نمي فهمم کجاي قطره هاي بي کسي زيباست؟؟؟؟ نمي فهمم, چرا مردم نمي فهمند که ان کودک که زير ضربه شلاق باران سخت مي لرزد کجاي ذلتش زيباست؟؟

+ نوشته شده توسط پری صیدی در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 و ساعت 13:50 |
     

  

زمین  در  جنب  این افــــلاک  مینا         چو خشخاشی بود بر روی دریا

تو خود بنگر کزین خشخاش چندی         سزد تا بر  بروت  خود   بخندی

 

    فکر کنید ما آدما کجای کاریم

 

+ نوشته شده توسط پری صیدی در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 و ساعت 13:32 |

     

زيست شناسي گناباد

+ نوشته شده توسط پری صیدی در چهارشنبه سی ام خرداد 1386 و ساعت 13:0 |

    

 

   
جلوي من قدم بر ندار،

    شايد نتونم دنبالت بيام.

پشت سرم راه نرو،

شايد نتونم رهرو خوبي باشم.

کنارم راه بيا و دوستم باش.



·        دوستان، روش خدا براي محافظت از ما هستن.



·        اگر تمام دوستام بخوان از يه پل رد بشن،

من با اونا عبور نخواهم کرد،

بلکه اون طرف پل خواهم بود براي کمک به اونا.

 

·        پدرم هميشه بهم مي گه موقع مردن ،

اگر پنج تا دوست واقعي داشته باشي ،

اونوقت هست که زندگي بزرگي داشتي.

 

خدایی دروغ میگم؟(نظر خریداریم



      

+ نوشته شده توسط پری صیدی در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 و ساعت 13:41 |

این گل رو تقدیم می کنم به پری و سوری عزیز امیدوارم که از من قبول کنند.قل سوم صبا

حالا شما چرا ناراحت میشید اینم یه جمله از امام علی  برای همه همکلاسی های خوبم

+ نوشته شده توسط پری صیدی در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 17:44 |
"تقدیم به آقای جعفری"

غصه نخور مسافر اینجا ما هم غریبیم
از دیدن نور ماه یه عمره بی نصیبیم
فرقی نداره بی تو بهار مون با پاییز
نمی بینی که شعرام همه شدن غم انگیز
غصه نخور مسافر اونجا هوا که بد نیست
اینجا ولی آسمون باریدنم بلد نیست
غصه نخور مسافر تلخه هوای دوری
من که خودم می دونم که تو چقدر صبوری
غصه نخور مسافر بازم می ای به زودی
ما رو بگو چه کردیم از وقتی تو نبودی
غصه نخور مسافر غصه اثر نداره
ز دل تو می دونم هیچ کس خبر نداره 
 غصه نخور مسافر غصه کار گلا نیس
سفر یه امتحانه به جون تو بلا نیس

از طرف ص.سیامکی(کلمه عبور خودمو فراموش کردم مجبور شدم با اسم خانم صیدی بفرستم.)

+ نوشته شده توسط پری صیدی در دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 17:18 |
اشكي كه بي صداست- پشتي كه بي پناست- دستي كه بسته است- پايي كه خسته است- دل را كه عاشق است-حرفي كه صادق است-شعري كه بي بهاست شرمي كه آشناست-دارايي من است ارزاني شما...كتابداران
+ نوشته شده توسط پری صیدی در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت 17:52 |